برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

کتاب “عکاسی خیابانی ۱۰۱” نوشته اریک کیم – فصل پنجم

فصل اول : معنای عکاسی خیابانی چیست؟

فصل دوم : چرا عکاسی خیابانی را دوست دارم؟

فصل سوم : از چه عکس بگیریم؟

فصل چهارم : چطور بر ترس عکاسی از غریبه ها غلبه کنیم؟

 

فصل پنجم : چیزهایی که از عکاسان خیابانی بزرگ یاد گرفته ام

در طول سالهایی که عکس خیابانی میگیرم، چیزهایی زیادی از اساتید و عکاسان خیابانی توانا و بزرگ یاد گرفتم. به نظرم برای اینکه عکاس بهتری بشیم دیدن عکس های خوب با ترکیب بندی های قوی و ایده های ناب ، و فکر کردن و تجزیه و تحلیل اونا خیلی کمک کنندس. توی این فصل مهم ترین چیزهایی که از عکاسان بزرگ یاد گرفتم رو عنوان می کنم.

Henri Cartier Bresson 41 - کتاب "عکاسی خیابانی ۱۰۱" نوشته اریک کیم - فصل پنجم

۱- مداومت داشته باش.
یکی از مهم ترین ویژگی های یه عکاس که میخواد موفق باشه و کارش و دوست داره اینه که بدون ناامیدی و خستگی به طور مداوم عکس بگیره. بدون انجام مداوم یک کار و پشتکار، در مقابل حوادث بد و اتفاقای تلخ آدم کم میاره. نکته اساسی اینه که به کارت اعتقاد داشته باشی و از شکست و تجربه و شروع دوباره نترسی. به عنوان یه عکاس در مسیر پیش روت قطعا با بی مهری ها و ناگواری هایی روبرو میشی و اگه نتونی اونا رو پشت سر بذاری و کارت رو با جدیت ادامه بدی حتما یکی از هزاران عکاسی خواهی بود که در میانه راه کار رو رها کردن و دنبال چیزهای دیگه رفتن.

اینو بدون که یه اثر خوب و برجسته حاصل سالها تلاش و مطالعه و عکاسی هست. خیلی از اساتید عکاسی در شروع مثل ما بودن. کسی اونا رو نمیشناخت و کارشون رو دنبال نمی کرد. عکس هاشون مورد توجه قرار نمی گرفت و بازخورد مثبت چندانی نداشت. اما اون ها بعد از سالها مداومت و ایستادگی تونستن خودشون رو ثابت کنن و سبک خودشون رو ارائه بدن. موفقیت اونا یک شبه نبود. موفقیتشون قطعا حاصل مداومت و تلاش و پشتکار بوده. عکس گرفتن های مداوم و طولانی با تمرکز و سخت گیری روی ترکیب و ایده. مطالعه کتاب های عکاسی و دیدن عکس های خوب، و همین طور نظر گرفتن از عکاسا و منتقدای دانا.

یه قانونی هست که به قانون ۱۰/۰۰۰ ساعت مشهوره. این قانون میگه برای اینکه توی کاری حرفه ای و خبره بشی باید ۱۰/۰۰۰ ساعت واسش وقت بذاری تا به اونجا برسی. هیچ راه میان بری وجود نداره. البته منظورم این نیست که این زمان رو همش عکس بگیری. بلکه در کنارش باید مطالعه و تمرین کنی، از گالری ها و کارهای دیگران دیدن کنی، توی کلاس و کارگاه و … شرکت کنی و … .
پس تلاش و مداومت رو سرلوحه عکاسیت قرار بده. دوربینت رو همیشه همراه داشته باش و حداقل روزی یه عکس خیابانی بگیر.

Henri Cartier Bresson 43 - کتاب "عکاسی خیابانی ۱۰۱" نوشته اریک کیم - فصل پنجم

۲- مخالفا رو نادیده بگیر!
هر چه درس گرفتن از نقدها مهم هست، نادیده گرفتن مخالفان هم مهمه. همه عکاسای خیابانی بزرگ در طول تاریخ همیشه مورد هجوم مخالفت ها و توهین ها بودن. خیلی ها کاراشون رو بی ارزش دونستن و نقدهای تندی درباره اونا کردن. به نظرم هر چه تعداد کسایی که از عکسات متنفرن بیشتر بشه داری موفق تر میشی. در ضمن اگر شناخته شده نبودی که کارات مورد نقد قرار نمی گرفت. هر چه توی عکاسی پیشرفت کنی و شناخته بشی منتقدا و مخالفای بیشتری پیدا می کنی.

خیلی از عکاسای خیابانی قبل از اینکه شناخته بشن مورد نقدها و توهین های زیادی قرار گرفتن. مثلا عکاس خیابانی ژاپنی Daido Moriyama توی دوره ای که همه با دوربین های حرفه ای و گرون قیمت عکاسی می کردن با یه دوربین کامپکت کوچک عکاسی میکرد. و همین طور در دوره ای که چاپ عکس باید شفاف با گرین کم و با تونالیته های بی نقص همراه می بود اون عکساشو با کنتراست زیاد، گرین بیش از حد چاپ می کرد. دیدو تصیم گرفت خلاف جهت حرکت کنه. خیلی از طرف منتقدا مورد حمله قرار گرفت اما چند دهه در این کار مداومت کرد و حالا اونو پدر عکاسی مدرن ژاپن میدونن.

Henri Cartier Bresson 44 1024x685 - کتاب "عکاسی خیابانی ۱۰۱" نوشته اریک کیم - فصل پنجم

۳- استقامت داشته باش.
خیلی از عکاسای خیابانی در طول ساها کارشون رو با استقامت و تلاش ادامه دادن. خیلی کم سبکشون رو تغییر دادن. وسایل و تجهیزاتشون رو خوب شناختن. توی تکنیک های مختلف استاد شدن. گاهی ما مسئله اصلی رو فراموش می کنیم و به جزئیات توجه بیشتری میکنیم. آیا این دوربین یا لنز خوب هست یا باید یه چیز دیگه بگیرم؟ آیا سبک کارم خوبه یا باید عوضش کنم؟ آیا دارم کار درستی میکنم و یا چون طرفدار ندارم کارم بی ارزشه؟! در مقابل این تردیدها باید بگم نکته ای که از اکثر عکاسای بزرگ یاد گرفتم استقامت بوده! Henri Cartier-Bresson عکاس معروف و شناخته شده اکثر عکساشو با دوربین لایکا و لنز ۵۰ میلی متری و سیاه و سفید گرفته. اون تونسته در طول سالهای کارش دوربین و لنزشو خوب بشناسه و سبک و نگاه خودشو از این طریق نشون بده. برسون در طول دهه ها با همین ابزار کار کرد و حالا کاراش جزو شاخص ترین آثار عکاسی هستن.

Alex Webb یکی دیگه از عکاسای خیابانی مشهور هست که با عکاسی سیاه و سفید شروع کرد. بعد از مدتی به عکاسی رنگی رو آورد و از اون به بعد فقط رنگی عکس گرفت. برای چندین دهه با یه دوربین، یه لنز و یه نوع فیلم کار کرد. اون با سبک خاصش در ثبت لایه ها، پیچیدگی ها و رنگ های جذاب و زنده خودشو از دیگران متمایز کرد. اما توجه داشته باش که این کار رو یه شبه نکرد و موفقیتش حاصل دهه ها تلاش و استقامت با همون تجهیزات هست.

Henri Cartier Bresson 50 - کتاب "عکاسی خیابانی ۱۰۱" نوشته اریک کیم - فصل پنجم

۴- از سایر توانایی هات استفاده کن.
یه چیز جالب دیگه درباره اساتید عکاسی اینه که اونا فقط عکاسی نمی کردن بلکه به سایر رشته های هنری هم علاقه داشتن. به عنوان مثال Lee Friedlander علاوه بر عکاسی عاشق موزیک جاز بود. Henri Cartier-Bresson نقاشی و طراحی میکرد. Elliott Erwitt حس شوخ طبعی زیادی داشت که در عکساش هم مشخصه.

پس به سایر توانایی هات، چیزهای دیگه ای که برات جذابن و علاقه داری و الهام بخشن توجه کن. مثلا اگه به معماری علاقه داری میتونی ازش در عکاسی استفاده کنی و در خیابان از معماری ها هم عکس بگیری. اگه به نقاشی علاقه داری میتونی از تکنیک ها و سبک های نقاشی واسه عکاسی الهام بگیری. اگه شوخ طبع هستی سعی کن عکس های خیابانی طنز بگیری. اگه به روانشناسی و جامعه شناسی علاقه داری میتونی توی عکسات سعی در نشون دادن روابط انسانی و … کنی. با ترکیب دغدهه های زندگیت و عکاسی میتونی کار متفاوتی از دیگران انجام بدی و این چیزیه که کارتو شاخص میکنه. در حال حاضر از هر چیزی بخوای عکس بگیری مشابهش بارها قبلا گرفته شده اما با ترکیب دو یا چند ایده و تخصص میتونی کاری متفاوت انجام بدی و کم کم سبک خودتو پیدا کنی.

Henri Cartier Bresson 58 1024x691 - کتاب "عکاسی خیابانی ۱۰۱" نوشته اریک کیم - فصل پنجم

۵- روی پروژه کار کن.
نکته دیگه ای که من از اساتید عکاسی یاد گرفتم این بوده که اونا معمولا روی پروژه، کتاب و یا نمایشگاه کار می کنن و دنبال یک مجموعه عکس که در معنا به هم ارتباط داره هستن. نه اینکه دنبال تک عکس از سوژه ها و موضوعات متفاوت باشن. اگه تو هم عکاسی رو میخوای جدی بگیره باید به شکل پروژه ای کار کنی. کار کردن روی پروژه سخت تر از عکاسی از هر چیز جالبی که می بینی هست. گاهی سال ها و حتی دهه ها کار میبره. اینکه ایده، ذهنیت و هنر خودت رو در یه مجموعه عکس ثبت کنی.
برای عکاسی پروژه ای اول از همه باید یه ایده یا مفهوم خوب داشته باشی. بعد باید اون رو در طول زمان پرورش بدی و عکس هایی با اون مضمون بگیری. عکس های زیادی رو حذف کنی تا به بهترین ها برسی. این کارو سالها ادامه بدی تا جایی که دیگه بدونی کارت توی اون پروژه تمومه و کاری که میخواستی رو انجام دادی. هیچ داستان خوب و تاثیرگذاری توی یه صفحه جا نمشه. و نمیشه با گرفتن یه عکس از یه موضوع توقع داشته باشی کار تاثیرگذاری بکنی.
برای شروع عکاسی پروژه ای میتونی با یه موضوع و یا تم شروع کنی. به طور مثال از یه شهر یا محله خاص عکس بگیری. یا از تاکسی ها و یا اتوبوس ها عکس بگیری. و هر موضوع و ایده خاصی که خودت دوست داری. نکته مهم همینه که توی پروژه بخشی از خودت رو بذاری و سعی کنی از عمق وجودت روی اون کار کنی.
پس وقتشه که یه موضوع خوب برای سوژه ات پیدا کنی.

 

[ادامه دارد … ]

 

 

نوشته : اریک کیم

ترجمه : مهدی

عکس ها : Henri Cartier-Bresson

منبع +

درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
( رای)