• ۲۳ مرداد ۱۳۹۹
راهنمای عکاسی خیابانی ۵ : استایل خودت رو پیدا کن!

راهنمای عکاسی خیابانی ۵ : استایل خودت رو پیدا کن!

سلام
خوبی؟
توی این پست ادامه کتاب راهنمای عکاسی خیابانی اثر مایکل ارنست سوییت رو میخونیم.
در این بخش نویسنده عواملی که میتونن مسیر عکاس به سمت استایل و امضای شخصی ش رو تحت تاثیر قرار بدن مورد بررسی قرار میده.
داشتم فکر میکردم عواملی که در مسیر زندگی ما رو به اینجا رسوندن چیا هستن؟
چقدر از این عوامل رو خودمون انتخاب کردیم و چقدرش بهمون تحمیل شده؟!
آیا واقعا اینجا همونجاست که میخواستیم؟
بگذریم.

راهنمای عکاسی خیابانی بخش پنجم
استایل خودت رو پیدا کن!

من بیش از ۵۰ ساله که عکاسی می کنم. و توی این مدت تونستم استایل خودمو پیدا کنم.
کار من از نظر زیبایی شناسی ، به مرور تکامل یافته ، و عمدتا الهام گرفته از عکس هایی هست که خودم گرفتم.
برای یافتن مسیر، صرف زمان ، تلاش و کوشش ، تعهد و تخیل لازمه. مسیری که شما رو به جایی میبره که هرگز انتظار اونو نداشتین.
جایی که اثر شما خودشو از آثار دیگران متمایز میکنه.
راجر بالن Roger Ballen

Roger Ballen c Marguerite Rossouw - راهنمای عکاسی خیابانی 5 : استایل خودت رو پیدا کن!
راجر بالن Roger Ballen (متولد ۱۹۵۰) هنرمند آمریکایی است که در ژوهانسبورگ زندگی میکنه.
عکاسی رو از دهه ۱۹۷۰ شروع کرده وبیش از پنج دهه است که عکاسی میکنه. کار خودشو با عکاسی مستند آغاز کرد.
اما با خلق فضاهای داستانی متمایز و در ترکیب با فیلم ، تئاتر ، مجسمه سازی و نقاشی، کارهای متفاوتی رو انجام داده.
حاشیه نشین ها ، حیوانات ، اشیا ، کابل های برق و نقاشی های کودکانه در دنیای هنری خیالی بالن زندگی می کنن.

 

امضای شخصی؟

مبحث امروز درباره ایجاد استایل و امضای شخصی در عکاسیه.
البته باید توجه داشته باشی که این کار پس از سالها تلاش و پشتکار و تحقیق به دست میاد.
مثلا راجر بالن با پشتوانه ۵ دهه عکاسی، به استایل خودش رسیده.

یکی از مهمترین عناصر برای موفقیت در عکاسی، به عنوان یک عکاس خیابانی، ایجاد سبک و امضای شخصی در کاره.
اثر هر کس باید شبیه کارهای خودش باشه و تقلیدی نباشه. این خیلی مهمه!
البته در ابتدای کار که آثار عکاسان بزرگ رو بررسی میکنیم ناخواسته دچار تقلید میشیم و شبیه اونا عکس میگیریم.
اما با گذشت زمان و استمرار در عکاسی میشه به این مهم رسید.

البته هر چند گفتنش ساده س اما در واقعیت کار خیلی سختیه.
ایجاد سبک و امضای شخصی در عکاسی، فرآیند پیچیده ای هست که شامل چندین عامله.
توی این بخش درباره بعضی از مهم ترین عوامل در ایجاد استایل شخصی حرف میزنیم.

 

a guide to street photography1 - راهنمای عکاسی خیابانی 5 : استایل خودت رو پیدا کن!

عکاسی رنگی یا سیاه و سفید

 

انتخاب بین سیاه و سفید یا رنگی، به کلی فضای عکس ها و مسیر عکاسی تو رو عوض میکنه.

یکی از شاخصه های هر عکس، سیاه و سفید و یا رنگی بودن اونه.
به نظر من باید بین عکاسی رنگی و یا سیاه سفید یکی رو انتخاب کنی و بهش بچسبی.
جابجایی بین این دو، فقط باعث گیج شدن و زده شدن مخاطب از کارت میشه.
البته این به این معنا نیست که نمیتونی یه پروژه عکاسی طولانی مدت رو با عکاسی رنگی و پروژه دیگری رو با عکاسی سیاه و سفید پیش ببری.

کتاب "راهنمای عکاسی خیابانی" اثر اریک کیم - فصل اول
مطالعه

منظور من اینه که این جوری نباشه که امروز سیاه و سفید عکاسی کنی و فردا رنگی.
بدون شک عده ای مخالف این عقیده هستن اما من به حرف خودم اعتقاد دارم.
ایجاد سبک شخصی بدون شیفت های متوالی بین این دو روش هم به اندازه کافی سخت هست.

مثلا،

ویلیام اگلستون به دلیل عکاسی رنگی و رابرت فرانک به دلیل عکاسی رنگ سیاه و سفید معروف هستن.
همه ویلیام کلین رو با عکس های سیاه و سفیدش میشناسن. و فرد هرتسوگ رو با عکس های رنگی!
یادت باشه یکی بهتر از دیگری نیست. عکاسی رنگی و سیاه و سفید کاملاً در عکاسی خیابانی تثبیت شده و پذیرفته شده هستن.
من معتقدم که اکثر عکاسا توی یکی از این دوتا بهترن.
بهت توصیه میکنم با تجربه و تمرین، ببین با کدومش بیشتر حال میکنی و همون رو ادامه بده.

 

ترکیب بندی

 

هرچند یادگیری اصول ترکیب بندی عالیه، اما شکستن این اصول جالب تره!

ترکیب بندی یکی دیگر از عناصر مهم درایجاد یه سبک شخصیه.
مثلا من توی کارام به سوژه خیلی نزدیک میشم و از زوایای عجیب و نامتعارف عکاسی می کنم.
دوست دارم تصویر سوژه از لبه های کادر بیرون بزنه تا انرژی و تنش ایجاد کنه. این یکی از عناصر قابل تشخیص از سبک من شده.

به همین خاطره که مخاطبان یا عکس های من رو دوست دارن و یا ازشون متنفرن!
اما حداقلش اینه که کارهای منو تشخیص میدن!
ممکنه خیلی عکاسا دوست داشته باشن که همیشه یک پیش زمینه و یک پس زمینه متمایز و در عین حال متعادل و مرتبط با هم داشته باشن.
گروهی از عکاسا وجود فضای منفی زیاد رو در عکس های خود می پسندن.
در حالی که برخی دیگه هنوز دوست دارن کل کادر رو با سوژه ها و حرکات پر کنن.

 

 

دستورالعمل جادویی!

راستش هیچ دستورالعمل جادویی وجود نداره. بهت پیشنهاد نمی کنم که همیشه درگیر این باشی که عکس هات قوائد و اصول ترکیب بندی رو رعایت میکنن یا نه؟!
منظورم اینه که روش ترکیب بندی و اولویت های هر عکاس در ترکیب بندی میتونه متفاوت باشه.
این تفاوت در کنار خلاقیت و استمرار کمک میکنه هر کس سبک خاص خودش رو به وجود بیاره.
علاوه بر این ، خیلی به اصطلاح “قوانین” ترکیب بندی در عکاسی وجود داره. دونستن اونا خیلی خوبه، اما شکستن این اصول اغلب جالب تره.
وقتی به سبک خودت فکر میکنی ، درباره ترکیب بندی هم فکر کن!

 

 

a guide to street photography3 - راهنمای عکاسی خیابانی 5 : استایل خودت رو پیدا کن!

فاصله کانونی

 

من فقط از یه لنز ۲۸ میلی متری استفاده می کنم. لنز و دوربینم رو به خاطر استفاده مداوم به خوبی می شناسم.
الان حتی میتونم با چشم بسته هم عکاسی کنم و تا حدود زیادی نتیجه نهایی رو بگم.

فاصله کانونی های دیگه مثه ۵۰ یا ۳۵ میلی متری هر چند میشه گفت کلاسیک تر هستن، اما بدون منظره یاب کار باهاشون سخت تره.
البته فول فریم و یا کراپ بودن سنسور دوربین هم روی فاصله کانونی نهایی اثر میذاره.
هر لنز و هر فاصله کانونی به کارت حس و نگاه متفاوتی میده.
۳۵ میلی متر متداول ترین فاصله کانونی در عکاسی خیابانیه چون فضای کافی برای روایت داستان رو بهت میده.
ضمن اینکه به عکاس هم اجازه میده تا مقداری از سوژه فاصله بگیره.

راهنمای عکاسی خیابانی اثر مایکل ارنست سوییت - 2
مطالعه

لنز استاندارد

لنز ۲۱ میلی متری هم طرفدارای خودش رو داره. هر چند برای عکاسی باهاش باید زیادی به سوژه نزدیک بشی.
دایدو موریاما معمولا از ۲۱ م م استفاده می کنه. ۳۵ م م لنز محبوب ویلیام اگلستون هست.
لنز ۵۰ م م(روی سنسور فول فریم و یا نگاتیو ۳۵ م م) چیزی تقریبا شبیه میدان دید چشم انسان بهت میده. که بهش لنز استاندارد میگن.
هنری کارتیه برسون از این لنز استفاده می کرد.

توصیه میکنم یه لنز ثابت رو انتخاب کنی و مدت طولانی باهاش عکاسی کنی تا خوب بشناسیش.
البته اشکالی نداره گاهی فاصله کانونی های دیگه رو امتحان کنی.
اما اینکه یه لنز زوم بگیری دستت و در هر عکس از یه فاصله کانونی متفاوت استفاده کنی اثر منفی روی کارت میذاره.
و به کلی فضای عکس هات رو عوض میکنه.
فاصه کانونی بخش جدانشدنی از یه سبک و امضای شخصیه.
برای عکاسی خیابانی معمولا لنزهای پرایم با عمق میدانی ۲۱ تا ۳۵ میلی متر رو توصیه میکنم.

 

a guide to street photography2 - راهنمای عکاسی خیابانی 5 : استایل خودت رو پیدا کن!

کراپ کردن

 

کراپ کردن یا نکردن؟ مساله این است!

به نظر من و خیلی از عکاسان خیابانی، کراپ کردن عکس، کار درستی نیست. و بهتره موقع عکاسی کادر عکس مشخص بشه.
کراپ کردن مداوم، توانایی شما در کادربندی در زمان عکاسی رو ضعیف میکنه.
و از اون گذشته، کراپ کردن روی فاصله کانونی تاثیر میذاره.
مثلا یه عکس که با لنز ۳۵ میلی متری گرفته شده با کراپ کردن میتونه به فاصله کانونی شبیه لنز ۵۰ میلی متری یا بالاتر برسه.

 

 

با احتیاط کراپ کنید!

پس قبل از کراپ کردن باید درباره نتیجه نهایی به خوبی فکر کرد.
همین طور که گفتم عوض شدن فاصله کانونی به خوبی خودش رو در عکس نشون میده و فضا و حس عکس رو متفاوت میکنه.
اما مواقعی هم هست که یه عکس خوب و یا حتی خیلی خوب داریم که بخش کوچکی از کناره هاش جسم مزاحمی وجود داره که به کلی عکس رو خراب کرده.
این وقت ها که بدون کراپ کردن عکس به کلی از بین رفته، من میگم حتما کراپ کن!

70 نکته مهم که هر عکاس خیابانی باید بداند - بخش دوم
مطالعه

 

 

فلاش

 

نور فلاش حس متفاوتی به عکس میده که بعضی عکاسا دوست دارند و بعضی ها نه.

استفاده از فلاش اونقدر روی عکس تاثیر داره که میتونه فضای عکس رو کاملا متفاوت کنه.
به ندرت در عکاسی خیابانی به فلاش نیاز داریم. مثلا گاهی برای عکاسی پرتره در سایه های تند و یا عکاسی در شب.
تنها حرفی که درباره استفاده از فلاش دارم اینه که فلاش میتونه کاملا روی امضای شخصی تو تاثیر بذاره.
فلاش در عکس ها به راحتی قابل دیدنه. من خودم گاه گداری از فلاش استفاده می کنم. گاهی اوقات واقعا به نور اضافی نیاز دارم.
به هر حال انتخاب با تو هست که این کارو بکنی یا نه.

 

فلاش، نقطه ضعف یا قوت؟!

استفاده صحیح از فلاش در ترکیب با عناصر دیگه، می تونه یک عنصر تقویت کننده در عکس باشه.
نکته ای که باید به خاطر داشته باشی اینه که استفاده از فلاش در خیابان چندان عاقلانه نیست. بدون شک با استفاده از فلاش توجه همه رو به خود جلب میکنی.
البته برخی همین جلب شدن توجه رو دوست دارن. مثلا عکس های خاص و تندی که بروس گیلدن با فلاش و از فاصله خیلی نزدیک از چهره آدم ها در خیابان گرفته.
عکس های اسپیروس پاپاسپیروپولوس ، عکاس خیابانی یونانی ، نمونه دیگه ای از استفاده درست از فلاشه.

 

a guide to street photography4 - راهنمای عکاسی خیابانی 5 : استایل خودت رو پیدا کن!

 

سوژه

 

ویژگی مشترک عکس های خیلی از عکاسای خیابانی، اینه که عکسشون سوژه و داستان نداره! 

اگرچه عناصر بی شماری هستن که استایل شخصی رو به وجود میارن، اما یکی از مهم ترین موارد، موضوع هست. من در اوایل کار مدت طولانی در ساحل جزیره کوی عکاسی میکردم. و اون عکس ها بخشی ازرزومه حرفه ای من شدن. مشکل اصلی تعداد زیادی از اون عکس ها عدم وجود سوژه هست.

سوژه های موجود رو بررسی کن!

به سوژه هایی که بهشون دسترسی داری و واست جذابن خوب فکر کن. البته نباید برای انتخاب سوژه خودتو محدود کنی. اما بخش اصلی هر عکس سوژه و ماجرایی هست که با وجود سوژه ها به وجود اومده.

متاسفانه علی رغم اهمیت سوژه، این روزها عکس های خیابانی زیادی گرفته میشن که فاقد سوژه هستن.
مثلا یه سری عکس ها رو همه روزه می بینم که در لایت روم و فتوشاپ استادانه ادیت شدن اما هیچ محتوای درگیر کننده یا روایتی در اونا نیست.
در این عکس ها هیچ داستانی وجود نداره. فقط نمایشی از اجسامه.

بدون شک این شکل عکس ها دوام نمیارن و شاید به طور مقطعی مورد توجه قرار بگیرن اما ماندگار نیستن.
چون چیزی برای گفتن ندارن. عکسهای زیبا لزوماً عکسهای خوبی نیستن.
همانطور که می گن زیبایی اصلی در باطنه نه ظاهر!

 

[ادامه دارد…]

منبع+

 

 

به اینا هم یه نگاه بنداز:

6 نظرات

  • سلام
    موضوع خیلی جالبی بود

    • درود و سپاس دوست عزیز

  • سلام
    در مورد وجود نداشتن سوژه کاملا موافقم
    خیلی از عکس ها سوژه ندارند

    • سلام
      متاسفانه همین طوره

  • like

    • like you

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.