۷۰ نکته آموزشی، ترفند و راهکار برای علاقمندان به عکاسی خیابانی. در این کتاب اریک کیم درباره عکاسی خیابانی، دیدگاهش به عکاسی خیابانی و تجربیاتش نوشته است.

تاریخ انتشار : ۱ مردادماه ۱۴۰۰

نویسنده : اریک کیم

مترجم : مهدی بردبار

ERIC KIM 70  - آموزش عکاسی خیابانی از اریک کیم 2021 : نکات طلایی عکاسی خیابانی
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در pocket

سرآغاز

در شروع هر سبک عکاسی، مسیر پیش رو سخت و نا آشنا به نظر میرسه. عکاسی خیابانی هم همین طوره.

به نظرم عکاسی خیابانی یکی از بهترین سبک های عکاسی برای نشان دادن احساسات و اندیشه، و تجربه عملی ماجراجویانه و هیجان انگیزه.

عکاسی خیابانی برای هر کسی تجربه منحصربه فردی محسوب میشه. هر عکاس با توجه به خصوصیات شخصیتی خودش، و ایده ها و ذهنیاتش پروژه عکاسی رو واسه خودش جلو میبره.

البته تبادل نظر و یادگیری از تجربیات عکاسان حرفه ای هم اهمیت داره. اما در نهایت این تو هستی که تعیین میکنی کدام مسیر رو در پیش بگیری.

این نکات خلاصه تجربیات من در عکاسی خیابانی هستن. امیدوارم برای عکاسان خیابانی، به خصوص کسانیکه به تازگی این سفر مهیج رو آغاز کردن راهگشا باشه.

۷۰ نکته آموزشی در عکاسی خیابانی

۱- در عکاسی خیابانی فقط یک “لحظه قطعی” وجود نداره!

شاید درباره لحظه سرنوشت ساز یا قطعی چیزی شنیده باشی. لحظه سرنوشت ساز ترجمه Decisive Moment هست که اولین بار توسط هانری کارتیه-برسون استفاده شد.

لحظه قطعی به این معناست که برای گرفتن هر عکس، باید دکمه شاتر دوربین رو در یه لحظه نهایی و سرنوشت ساز فشار داد و پیدا کردن اون لحظه کار اصلی عکاسه.

اما به نظر من این تئوری درست نیست. منظورم اینه که تعداد زیادی لحظه قطعی در هر صحنه وجود داره.

لحظه سرنوشت ساز ممکنه اون لحظه ای باشه که سوژه به دوربین زل میزنه. یا سرشو به طرفت میچرخونه و یا هزاران لحظه دیگه. اگه بشینی و سوژه ای رو تحت نظر داشته باشی چندین لحظه قطعی پیدا می کنی.

ERIC KIM 70 19 - آموزش عکاسی خیابانی از اریک کیم 2021 : نکات طلایی عکاسی خیابانی

در عکاسی خیابانی مهارت ارتباط با دیگران و غریبه های توی خیابان، از مهارت عکاسی هم مهم تره.

در عکاسی خیابانی مهارت ارتباط با دیگران و غریبه های توی خیابون، از مهارت عکاسی هم مهم تره.

برای عکاسی خیابانی باید این اعتماد به نفس رو داشته باشی که بتونی بری سراغ غریبه ها. باهاشون حرف بزنی و ازشون عکس بگیری.

اگه ازت پرسیدن چرا عکس میگیری، با خونسردی و لبخند بهشون توضیح بدی و یا حتی اگه عصبانی شدن بتونی آرومشون کنی.

اگه این مهارت رو نداری واسش وقت بذار و روش کار کن. چون خیلی روی کارت تاثیر داره.

به عنوان یه عکاس، ما واقعیت رو از فیلتر درک و اندیشه خودمون رد میکنیم.

مائیم که تصمیم میگیریم از چی عکس بگیریم و از چی نگیریم. تجربیات زندگی و تفکرات ما به عکس رنگ و زندگی میده.

مثلا اگه تو شخص خوش بین و مثبت اندیشی باشی بیشتر دنبال سوژه های مثبت میری.

توصیه می کنم در کنار عکاسی، سعی کن در زمینه های مختلف مطالعه و تحقیق داشته باشی. هر چی پُر تر باشی عکس های جذاب تری میگیری.

عکاسی خیابانی فقط توی خیابان راه رفتن و عکس گرفتن نیست.

این توئی که تصمیم میگیری عکست چطور باشه و چه حرفی داشته باشه.

با حذف و اضافه کردن عناصر مختلف سعی کن حرف خودتو بزنی و شخصیت خودتو نشون بدی.

نه اینکه فقط توی خیابان از هر چی دیدی عکس بگیری. هر عنصری که در عکست وجود داره باید با آگاهی و دلیل در عکس باشه.

همان طور که باید برای مطالعه و تحقیق وقت بذاری تا از نظر روحی و فکری رشد کنی، در کنارش باید واسه جسمت هم وقت بذاری.

به عنوان یه عکاس خیابانی تو باید بتونی ساعت ها قدم بزنی، با دقت نگاه کنی، با غریبه ها صحبت کنی و کلی عکس بگیری.

اگه انرژی و توانایی جسمی خوبی نداشته باشی، سریع خسته و آزرده میشی. بهت توصیه میکنم از همین امروز برنامه غذایی مناسب و تمرینات روزانه رو به زندگیت اضافه کن.

تو از نفر اول میپرسی “میتونم ازت عکس بگیرم؟” میگه نه! دومی هم میگه نه! سومی و چهارمی و … حتی ممکنه یه نفر، از عکسی که گرفتی ناراحت بشه و بهت پرخاش کنه!

آیا توانایی اینو داری که در مقابل این جواب های منفی با ذهن قوی بایستی و باز هم با لبخند و پشتکار، کار رو ادامه بدی؟

یا بعد از چند تا واکنش بد ذهنت فرو میپاشه و به کلی اعتماد به نفست رو از دست میدی؟

اگه وسط پیاده رو باشی و بخوای از مغازه ها عکس بگیری آدمای مزاحم زیادی توی عکست دیده میشن.

اگه بخوای از خیابون عکس بگیری، باجه های تلفن و سطل های زباله کادرت رو خراب میکنن.

اما وقتی لبه پیاده رو راه بری دید بهتری هم نسبت به خیابان، هم نسبت به پیاده رو داری.

شکل های V شکل و مثلثی خیلی به عکس انرژی میدن و اصطلاحا عکس رو پویا و دینامیک میکنن.

توی خیابان به دنبال این شکل ها بگرد.

مثلا پاهای یه نفر که Vشکل باز شده و یا هر عنصر دیگه ای.

این کار به قوی تر شدن ترکیب بندی عکس خیلی کمک میکنه.

اگه یه عکس خوب رو کیک در نظر بگیریم، اون جزئیات کوچکی که زیبایی عکس رو دو چندان میکنن گیلاس روی کیک هستن!

مثلا ممکنه تو یه عکس خیابانی خوب بگیری، اما بدون اون نکته کوچک و متفاوت عکسی مثل خیلی عکس های دیگه میشه.

گیلاس روی کیک میتونه خیلی چیزها باشه.

مثلا سایه ای در پس زمینه، تصویری منعکس شده در آینه و …

البته خیلی وقت ها بعد از بازبینی عکس مشخص میشه که این گیلاس توی عکس هست یا نه! خیلی وقت ها اتفاقی و بدون آگاهی عکاس در عکس پنهان شده!

در عکاسی خیابانی تو نمیتونی نور و وضعیت آب و هوا، لباسی که سوژه پوشیده و یا آدمایی که میبینی و خیلی چیزای دیگه رو انتخاب و کنترل کنی.

اما میتونی هر عکسی رو که گرفتی منتشر نکنی.

شاید عکسی که گرفتی به نظرت خوب باشه، اما همیشه سعی کن بهترین ها رو منتشر کنی.

این روزا اینترنت و شبکه های اجتماعی پر از عکس های تکراری و معمولی شدن.

۱۱- با عکاسی از یه سوژه شروع کن.

خیلی از عکاسا در شروع کارشون میخوان مثه اساتید عکاسی چندین نفر رو در کادر عکس جمع کنن.

که این کار باعث میشه عکس شلوغ باشه و پر از اجسام و انسان ها و اطلاعات که باعث سردرگمی مخاطب بشه.

بهت پیشنهاد میکنم برای ترکیب بندی عکس خیابانی با یه پس زمینه ساده و یه سوژه شروع کنی.

سعی کن در کادر عکس همه چیز رو حذف کنی تا به یه سوژه، جلو پس زمینه ساده برسی.

این تمرین باعث میشه در ترکیب بندی پیشرفت کنی. و کم کم بتونی عکس های پیچیده تر، اما بدون پریشانی و آشفتگی بصری بگیری.

یکی از مهم ترین تمرین هایی که واسه کم شدن ترس و استرس در عکاسی خیابانی سراغ دارم، اینه که از سوژه ها به فاصله یک دست یا حدود ۷۰ سانتی متری عکاسی کنی.

برای گرفتن عکس خیابانی، فاصله کانونی ایده آل وجود نداره و با هر لنزی میشه عکس خیابانی گرفت.

اما من فاصله کانونی ۳۵ میلی متری به خصوص لنز پرایم ۳۵ میلی متری رو توصیه میکنم.

چون فاصله کانونی مناسبیه که میتونه وسعت زیادی رو پوشش بده و هم واسه پرتره خیابانی مناسبه.

اگه لنز انتخابی پرایم باشه دیگه درگیر تغییر فاصله کانونی هم نیستی و تمرکز اصلی ات روی سوژه هست.

البته این فاصله کانونی باعث میشه مجبور بشی تا به سوژه نزدیک تر بشی، که تاثیرگذاری عکس رو چند برابر میکنه.

بعضی ها بعد از هر عکس زل میزنن به نماییشگر دوربین تا نتیجه رو ببینن. این کار باعث شده خود من تا حالا خیلی سوژه ها و صحنه های خوب رو از دست بدم.

همین چند ثانیه که صرف نگاه کردن به نمایشگر دوربین میشه میتونه باعث از دست رفتن عکس های خیلی خوبی بشه.

به عنوان یه عکاس خیابانی، همه حواست باید به محیط باشه و از هر چیزی که تو رو از جریان خارج میکنه اجتناب کنی.

یکی از مهم ترین تمرین هایی که واسه کم شدن ترس و استرس در عکاسی خیابانی سراغ دارم، اینه که از سوژه ها به فاصله یک دست یا حدود ۷۰ سانتی متری عکاسی کنی.

برای این کار با یه لنز واید به سوژه نزدیک شو و ازش عکاسی کن. اگه متوجه شد با لبخند ازش تشکر کن.

توی این فاصله عکس های خیلی خوب و پر احساسی میشه گرفت.

وقتی عکاسی خیابانی رو شروع کردم، سعی داشتم مثل اساتید بزرگ عکاسی کنم.

مثلا مثل هانری کارتیه-برسون عکاس خیابانی و خبری بزرگ.

برسون به صورت مخفیانه و یواشکی عکاسی میکرد. سعی میکرد سوژه متوجه حضورش نشه تا تاثیری روی صحنه نداشته باشه.

بعد از یه مدت متوجه شدم این شکل عکاسی، به خاطر شخصیت درون گرای او بوده.

اما من آدم برونگرایی هستم. دوست دارم موقع عکاسی با غریبه ها هم کلام بشم و اونا رو بشناسم.

دوست دارم به سوژه ام نزدیک بشم. خوب شخصیت من این جوریه.

تو هم دنبال تقلید از عکاسای بزرگ نباش. روش درست روشیه که تو باهاش راحتی. با توجه به شخصیتت عکاسی کن.

حتما میدونی توی مد P دوربین، سرعت شاتر و عمق میدان توسط دوربین تنظیم میشه.

به نظر من این بهترین مد واسه عکاسی خیابانی هست.

با قرار دادن ایزو روی ۱۶۰۰ و مد P، تنها کاری که میمونه فقط اینه که دکمه شاتر رو فشار بدی.

دوربین همه تنظیمات رو انجام میده.

این طوری تمام حواست به صحنه ست و دیگه نمیخواد هی سرعت شاتر و دیافراگم رو تنظیم کنی.

البته باید بگم این نظر شخصی منه و شاید خیلی ها قبول نداشته باشن.

یکی از بهترین مکان ها برای عکاسی خیابانی ایستگاه های اتوبوس هستن.

جایی که معمولا مملو از جمعیته. اونم مجموعه ای انسان ها با سن ها و رنگ ها و پوشش های مختلف که در کنار هم بسیار جذابن.

من خیلی ایستگاه های اتوبوس رو دوست دارم و معمولا توی شهرهای مختلف ازشون عکاسی میکنم.

وقتی تازه کار بودم اشتباهی که میکردم این بود که از آدم ها که دارن توی خیابان راه میرن عکس میگرفتم.

اونا فقط راه میرفتن و هیچ حالت خاصی نداشتن. این باعث شده بود عکسام کسل کننده بشن.

بعد به این نتیجه رسیدم که عکاسی از سوژه هایی که دارن کار خاصی با دست ها و یا بدنشون انجام میدن خیلی جالب تره.

مثلا یکی که دست هاشو بالا آورده و داره به کسی توضیح میده. یا دست هاشو در مقاب آفتاب گرفته. یا کسی که از داخل ماشین دست تکان میده و … .

حالت خاص چهره و زاویه دست ها با بدن عکس دراماتیکی به وجود میاره.

شکل های V شکل و مثلثی خیلی به عکس انرژی میدن و اصطلاحا عکس رو پویا و دینامیک میکنن.

توی خیابان به دنبال این شکل ها بگرد.

مثلا پاهای یه نفر که Vشکل باز شده و یا هر عنصر دیگه ای.

این کار به قوی تر شدن ترکیب بندی عکس خیلی کمک میکنه.

اوایل کارم برای هر عکس توضیح مختصری مینوشتم.

درباره محیط یا سوژه و … . و فکر میکردم با این کار، عکس تاثیرگذارتر میشه. در حالی که این توضیح همه رازها و برداشت هایی که میشه از عکس کرد رو از بین میبره.

در رو به روی رویابافی مخاطب میبنده. و به نظرم باعث افت عکس میشه.

در حال حاضر من فقط زمان و مکان عکس رو در زیر عکسام مینویسم.

اگه میخوای توی خیابان جلب توجه نکنی و راحت عکستو بگیری وقتی عکس گرفتی دوربین رو از جلو چشات پایین نیار و سریع رد نشو.

برای اینکه جلب توجه نکنی، وقتی دوربین جلوی صورتته و عکستو گرفتی، دوربین رو نگه دار تا سوژه از مقابل دوربین رد بشه.

این طوری فکر میکنه تو هنوز عکستو نگرفتی و منتظری اون شخص از کادرت رد بشه.

۲۱- فاصله سوژه تا دوربین خیلی اهمیت داره!

طبق تجربه من توی دو تا فاصله عکس های خیابانی خیلی خوبی میشه گرفت.

یکی فاصله نزدیک حدود ۷۰ تا ۱۲۰ سانتی متری از سوژه، و یکی هم فاصله زیاد حدود ۱۰-۲۰ متری.

در فاصله نزدیک چهره و بدن سوژه مشخصه و عکس های عاطفی تری میشه گرفت، که مخاطب به سوژه احساس نزدیکی میکنه. چون حالت چهره و شکل اندام ها خیلی خوب حس رو منتقل میکنن.

در فاصله طولانی، سوژه به عنوان بخشی از پس زمینه و صحنه هست و جزئیات مشخص نیست که میتونه نقش یه انسان در محیط شهری رو نشون بده.

ERIC KIM 70 18 - آموزش عکاسی خیابانی از اریک کیم 2021 : نکات طلایی عکاسی خیابانی

یکی از عادت های بد تازه کارا اینه که معمولا از سوژه یه عکس میگیرن و رد میشن. در حالی که به نظر من هر چه بیشتر از یه سوژه عکس بگیری بهتره و بعد میتونی بهترینش رو انتخاب کنی.

به نظر من عکاسی خیابانی یعنی “روایت انسانیت”. برای اینکار نیازی نیست حتما از آدما عکاسی کنی.

خیلی چیزای دیگه هم که میتونه نمادی از انسان و عواطف انسانی باشه. و یا داستانی درباره انسان ها روایت کنه.

خود من شیفته عکاسی از مناظر شهری هستم. ترکیبی از دست ساخته های انسان که روایتی از انسانیت رو در خودش داره.

حالا شاید در اون عکس انسانی وجود داشته باشه و یا نه. هر چیز دیگه ای که داستانی درباره انسان ها، احساسات ، شادی ها و غم ها و… روایت کنه.

به عنوان یه عکاس خیابانی باید تمرکز اصلی ما روی پیدا کردن سوژه های جذاب باشه.

اما این کار نباید باعث بشه حواسمون از کادر و ترکیب بندی عکس منحرف بشه.

گاهی توجه بیش از حد به سوژه باعث میشه از پس زمینه یا لبه های عکس غفلت کنیم و گوشه های عکسمون شلوغ باشه.

بعد مجبور میشیم عکس رو کراپ کنیم.

اگه موقع عکاسی به این نکته توجه کنی عکس های خیلی بهتری میگیری.

پس قبل از گرفتن عکس سریع گوشه های عکس رو نگاه کن که اگر جسم ناقصی در اطراف کادر هست حذفش کنی.

یکی از عادت های بد تازه کارا اینه که معمولا از سوژه یه عکس میگیرن و رد میشن.

در حالی که به نظر من هر چه بیشتر از یه سوژه عکس بگیری بهتره و بعد میتونی بهترینش رو انتخاب کنی.

اول روی صحنه کار کن. از زوایای مختلف عکس بگیر.

میتونی در این حین با سوژه حرف بزنی یا ازش بخوای ژست خاصی بگیره.

وقتی از سوژه رد بشی دیگه اون رو واسه همیشه از دست دادی.

خیلی از عکاسای بزرگ، از یه سوژه تعداد زیادی عکس میگرفتن.

الکس وب، عکاس بزرگ و معروف حتی گاهی تا ۳۰۰ عکس از یه سوژه میگرفت.

اونم با دوربین آنالوگ و روی فیلم. اما حالا در عصر دیجیتال گرفتن عکس های زیاد هیچ هزینه اضافی نداره.

سر و چهره سوژه، تاثیر خیلی زیادی روی عکس داره.

اما الان بهت پیشنهاد میکنم سر سوژه رو حذف کنی.

سعی کن از بدن، دست ها و پاها عکاسی کنی. حالت دست های خیلی حرف ها واسه گفتن داره.

میتونی دوربین رو روی زمین بذاری و از پاها عکس بگیری. عکاسی سوژه با حذف سر باعث میشه عکس رمزآلودگی بیشتری داشته باشه و جای تصور رو برای مخاطب باز میذار

این مورد یه تکنیک خیلی جذابه.

اینکه تو از یه سوژه که حواسش به تو نیست عکس های متوالی میگیری تا وقتی که به دوربین نگاه کنه.

ارتباط چشمی و زل زدن سوژه به دوربین عکس های خیلی جذاب و تاثیرگذاری به وجود میاره.

وقتی سوژه متوجه تو شد، به جای اینکه سرتو بندازی پایین بری بهش لبخند بزن.

باهاش چند کلمه حرف بزن. اگه سوال داشت که چرا عکس میگیری واسش توضیح بده.

بخش زیادی از عکاسی خیابانی مهارت ارتباط با دیگرانه.

گاهی دچار این اشتباه میشم که برای انتخاب عکس فقط به سوژه اصلی نگاه میکنم تا واضح و مشخص باشه.

اما این نباید باعث بشه از پس زمینه و لبه ها غفلت کنی.

اگه برعکس عمل کنی عکس های بهتری رو انتخاب میکنی.

اول پس زمینه رو نگاه کن. وجود پس زمینه شلوغ و نامرتب عکس رو خراب میکنه.

بعد لبه های عکس رو چک کن تا تمیز باشه.

اون وقت برو سراغ سوژه و ببین چطور ثبت شده.

شاید این کار دراوایل منجر به حذف خیلی عکس ها یا سوژه های خوب بشه، اما باعث میشه موقع عکاسی به این موارد دقت کنی و روی پیشرفتت خیلی تاثیر داره.

تفاوت اصلی عکاسی خیابانی با عکاسی مستند خیابانی و فتوژورنالیسم اینه که در عکاسی خیابانی تو میتونی توی صحنه دست ببری.

برای ساختن داستان و تاثیرگذاری میتونی واقعیت رو منعکس نکنی.

بلکه میتونی همون چیزی که توی ذهنته نشون بدی. میتونی بی طرف نباشی و ایده ها و طرح های ذهنی ات رو پیاده کنی و از اون عکس بگیری

اگه نمیدونی دیافراگم چیه و چه تاثیری داره اول این مقاله رو بخون: دیافراگم دوربین چیست و در عکاسی خیابانی چطور باید باشد؟

شاید در ابتدا، عکاسی با دریچه دیافراگم باز f/1.4 – f/1.8 , … جذاب باشه. چون فقط سوژه توی فوکوس هست و بوکه و محو شدگی جذابی به پس زمینه میده.

اما بعد از مدتی عکسات تکراری میشن.

به نظرم بهتره دیافراگم متوسطی رو انتخاب کنی تا علاوه بر سوژه اصلی بخشی از صحنه و پس زمینه هم در فوکوس باشه.

علاوه براین در عکاسی خیابانی معمولا سوژه در حال حرکته. پس با بستن دیافراگم و عمق میدان بیشتر احتمال اینکه سوژه خارج از فوکوس باشه کمتر میشه

وقتی در عکاسی خیابانی پیشرفت کنی و بخوای از عکس های چند لایه بگیری، مثلا از چند نفر که در فاصله های متفاوت به تو ایستادن عکاسی کنی، توجه کن تا فوکوس روی سوژه ای باشه که بیشترین فاصله رو باهات داره.
مثلا اگه یه نفر در پیش زمینه، یکی در میان زمینه و یکی در پس زمینه باشه ، آخری رو توی فوکوس قرار بده.

دو سوژه دیگه میتونن فوکوس یا محو باشن. این طوری عکس حس عمق بهتری داره و مخاطب با دیدن لایه ها انگار وارد عکس میشه.

واسه این کار بهت پیشنهاد میکنم از دیافراگم متوسطی مثه f/8 استفاده کنی

۳۱-در عکاسی رنگی، نور مناسب خیلی مهمه.

اگه به عکاسی رنگی علاقه داری باید حواست به نور باشه. نور بد در عکس رنگی باعث میشه رنگ ها کدر و بد به نظر بیان و به کلی عکس رو خراب میکنه.

پیشنهاد میکنم برای گرفتن عکس رنگی “ساعت طلایی” رو فراموش نکنی. منظورم عکاسی در زمان طلوع و غروب آفتاب که نور خیلی مناسب و زاویه داری داره.

در بقیه شرایط عکاسی با فلاش رو بهت توصیه میکنم. نور فلاش تاریکی و سایه ها رو پر میکنه و کنتراست عکس رو افزایش میده.

اگه میخوای یه عکس خیابانی به یادماندنی بگیری باید احساس، روح، شخصیت و عاطفه رو توش جا بدی. عکس خیابانی باید چیزی درباره انسانیت و عواطف انسانی بگه.

یکی از تکنیک های جالب و مهم توی ترکیب بندی اینه که توی خیابان دنبال مثلث بگردی!

یعنی دنبال سه عنصر باشی که به شکلی کنار هم قرار گرفته باشن که یه مثلث رو تدائی کنن.

وقتی سه تا سوژه رو پیدا کردی، سعی کن طوری اونا رو تنظیم کنی که مثلث در جای مناسبی از کادر داشته باشی. این طوری توازن عکس حفظ میشه.

پیدا کردن مثلث و ترکیب بندی با مثلث توی خیابان یه کم سخته اما با تمرین و پشتکار میتونی اونا رو پیدا کنی.

اون وقت میبینی چقدر عکسات قوی تر میشن.

خیلی از عکاسان خیابانی رو میشناسم که کارشون توی ترکیب بندی عالیه. اما چون عکسشون فاقد احساس و عاطفه هست، واسه من یه عکس مرده به حساب میاد!

اگه میخوای یه عکس خیابانی به یادماندنی بگیری باید احساس، روح، شخصیت و عاطفه رو توش جا بدی. عکس خیابانی باید چیری درباره انسانیت و عواطف انسانی بگه. عکس هایی که از عواطف انسانی میگن هم قلب مخاطب رو درگیر میکنن و هم جایی توی حافظه اش پیدا میکنن.

پس وقتی توی خیابان داری عکس میگیری سعی کن با قلبت عکاسی کنی. دنبال رازها، معماها، ناراحتی ها، تنهایی ها، شوق ها، شادی ها، هیجانها و … باش. بخشی از انسانیت رو ثبت کن.

خیلی از موقعیت های عالی واسه عکاسی خیابانی در فضاهای داخلی اتفاق می افتن. مثل پاساژها، مراکز خرید، میوه فروشی ها، متروها و … .

به نظرم عکاسی توی فضای بسته سخت تره و جرات بیشتری میخواد. چون احتمال اینکه کسی از عکست ناراحت بشه زیاده.

اما در زمانی که هزاران و میلیون ها عکس خیابانی در خیابان گرفته شده، عکاسی در فضاهای بسته ی عمومی، میتونه عکس های متفاوت و جدیدی رو به وجود بیاره.

به نظرم پوشیدن لباس تیره باعث میشه کمتر جلب توجه کنی و مثل یه آدم محلی دیده بشی.

خود من موقع عکاسی لباس مشکی میپوشم و چون دوربینم هم مشکی هست، وقتی دوربینم رو میارم بالا که عکس بگیرم کمتر توی چشم میزنه.

وقتی جزئی از محیط باشی و جلب توجه نکنی میتونی عکس های طبیعی تر و درام تری بگیری.

اگه تازه عکاسی خیابانی رو شروع کردی، عکاسی سیاه و سفید واست بهتره. چرا؟

چون توی عکس سیاه و سفید نیازی به نور عالی و بی نقص نداری، و اگه در تنظیمات نوردهی اشتباه هم کنی کمتر به چشم میاد.

علاوه بر این عکاسی سیاه و سفید تو رو بیشتر دنبال سادگی و مینیمالیسم میبره. وقتی عکاسی رنگی میکنی باید درباره هر رنگ و تاثیری که در عکس داره دقت کنی و اما با سیاه و سفید شدن عکس، نکته اصلی روح، ترکیب، کادر و احساسات یه عکس هست.

بهت توصیه میکنم برای ذخیره عکس حالت RAW+JPEG رو انتخاب کنی و نسخه JPEG رو سیاه و سفید تنظیم کنی تا در موقع عکاسی دید بهتری نسبت به صحنه بهت بده. بعدم خیالت راحته که نسخه RAW موجوده و میتونی روش کار کنی.

پرتره خیابانی زیرمجموعه ای از عکاسی خیابانی هست. وقتی پرتره خیابانی میگیری، چهره و حالت سوژه اصلی ترین نکته است.

در عکاسی خیابانی، ما از آدم های معمولی عکاسی میکنیم که اکثرا جلوی دوربین احساس راحتی نمیکنن و قرار گرفتن مقابل دوربین باعث ایجاد استرس و ژست های مصنوعی میشه.

اینکه تو بتونی تصویری بدون نقاب از سوژه بگیری خیلی مهمه. در این مواقع سعی کن به سوژه نزدیک بشی و باهاش صحبت کنی تا احساس راحتی کنه و از سوژه تعداد زیادی عکس بگیری. در نهایت عکسی که احساسی تره و سوژه رو بی نقاب تر نشون میده رو انتخاب کن.

روزانه هزاران عکس از جاهای دیدنی شهرهای مختلف منتشر میشن که عکاسای خیابانی یا توریستا گرفتن.

اگه میخوای عکس متفاوتی بگیری خلاف این کار رو بکن. از جاهایی که دیگران زیاد عکاسی نمیکنن عکاسی کن.

به نقاط نه چندان معروف برو مثل بازارهای قدیمی و مناطق بومی نشین و سعی کن با آدما آشنا بشی و ارتباط برقرار کنی و بتونی عکس های بهتر و خاطره سازی بگیری.

یکی از سخت ترین کارها برای ترکیب بندی عکس خیابانی پیدا کردن پس زمینه ساده ست تا سوژه جلوی اون قرار بگیره.

وقتی توی جاهای شلوغ عکاسی میکنی قرار دادن سوژه جلوی پس زمینه ساده و بدون عنصر مزاحم سخته. یه راه خوب اینه که یه کم خم بشی یا چمباتمه بزنی و آسمان رو پس زمینه سوژه ات بکنی.

البته یه خوبی دیگه چمباتمه زدن اینه که بقیه زیاد متوجهت نمیشن و یا فکر میکنن داری از ساختمونا عکس میگیر

یکی از راه هایی که میشه عکس رو پویاتر و جذاب تر کرد استفاده از فلاشه.

میتونی از فلاش دوربینت استفاده کنی یا یه فلاش اکسترنال بگیری. فلاش نور کافی برای فریز کردن سوژه رو بهت میده، کنتراست عکس رو بیشتر میکنه و کمک میکنه عکس فضای دراماتیکی داشته باشه.

خیلی از عکاسای خیابانی معروف از فلاش استفاده میکنن مثل بروس گیلدن.

راستی اگه میخوای از فلاش استفاده کنی بهتره دوربین رو روی مود P بذاری تا دوربین دیافراگم و سرعت شاتر رو خودش تنظیم کنه.

ERIC KIM 70 9 - آموزش عکاسی خیابانی از اریک کیم 2021 : نکات طلایی عکاسی خیابانی

۴۱- تو همیشه میتونی عکس خیابانی بگیری.

اگه به عکاسی خیابانی علاقه داری پس شخصیت خاصی داری.

به فکر همنوعان خودت هستی و شرایطی که درش زندگی میکنن. میخوای زندگی رو اونجوری که میبینی به تصویر بکشی.

هر عکسی که مفهومی از انسانیت و عاطفه رو منتقل کنه یه عکس خیابانی هست. زیاد سخت نگیر. این طور نیست که حتما توی شهرهای بزرگ مثل نیویورک میشه عکاسی خیابانی کرد. با محیط زندگی ات کنار بیا. اون محیط رو از نگاه خودت ثبت کن.

اگه توی حومه شهر زندگی میکنی نیازی نیست هر روز واسه عکاسی به جاهای شلوغ بری. از دوستان و خانوادت عکاسی کن. از محله و همسایه ها عکاسی کن. عکاسی خیابانی رو با توجه به شرایط، واسه خودت تعریف کن.

۴۲- وقتی عکستو گرفتی لبخند بزن و بگو : ممنونم!

یکی از راهکارهای خوب برای غلبه بر ترس عکس گرفتن از غریبه ها ، اینه که وقتی عکستو گرفتی و سوژه متوجه تو شد به جای اینکه بذاری بری بهش نگاه کنی، لبخند بزنی، و بگی ممنون!

مطمئن باش واکنش بقیه خیلی بهتر از اونیه که فکر میکنی.

پس دیگه بعد از گرفتن عکس جیم نشو. این کار باعث ایجاد سوظن و مشکلات زیادتری میشه. منفی بافی رو کنار بذار. حتی خیلی وقتا آدما از اینکه ازشون عکس گرفتی خوشحال هم میشن.

ERIC KIM 70 3 - آموزش عکاسی خیابانی از اریک کیم 2021 : نکات طلایی عکاسی خیابانی

یکی از راهکارهای خوب برای غلبه بر ترس عکس گرفتن از غریبه ها ، اینه که وقتی عکستو گرفتی و سوژه متوجه تو شد به جای اینکه بذاری بری بهش نگاه کنی، لبخند بزنی، و بگی ممنون!

وقتی از عناصر بصری محیط، یه چارچوب در کادر عکس به وجود بیاری بهش فریم در فریم میگن که یکی از تکنیک های جالب ترکیب بندی هست.

حالا هر چه این چارچوب دوم خلاقانه تر باشه عکس جذابیت بیشتری پیدا میکنه. مثلا چارچوب پایه های یه صندلی ، یا پنجره و …

توی عکاسی خیابانی هر چیری توی دنیا میتونه چارچوب تو باشه.

وقتی توی پیاده رو راه میری با آدمایی که رد میشن و خیابان زاویه داری. خیلی از عکاسای مبتدی همین طوری که راه میرن از مقابلشون عکس میگرن.

اگه مستقیم عکس بگیری، به خاطر زاویه ای که با اونا سوژه در جای مناسبی قرار نمیگیره و ممکنه عناصر مزاحم زیادی در کادر قرار بگیرن.

و عکس هم عکس خاصی نمیشه چون از دید یه عابر گرفته شده. اما تو به عنوان یه عکاس و هنرمند میخوای خیابان رو به تصویر بکشی. پس یادت باشه موقع عکاسی جوری بایستی که سوژه در مقابل تو باشه و بتونی جایی مناسب از کادر قرارش بدی.

وقتی عکاسی خیابانی رو شروع کردم خیلی خجالتی بودم. معمولا از پشت از آدما عکس میگیرفتم تا متوجهم نشن.

اما مشکل این بود عکسی که از پشت سر گرفته بشه چندان جالب نیست و معمولا عکسی که چهره درش مشخص باشه خیلی بهتره. درسته که عکاسی از روبروی سوژه ترسناکتره، اما یکی از چالش های عکاسی خیابانی همینه.

توی این مطلب و همین طور بقیه مقاله ها درباره روش های عکاسی جسورانه در خیابان زیاد صحبت کرده ام که میتونی مطالعه کنی.

توی نکته قبلی گفتم که وقتی عکس گرفتی به سوژه لبخند بزن و تشکر کن.

توی این مورد میخوام بگم وقتی مورد قبل رو تجربه کردی سعی کن جسورتر بشی و با سوژه چند جمله حرف بزنی. همین طور که باهاش حرف میزنی عکس های بیشتری از زوایای مختلف بگیر.

حتما دلیل خاصی داشته که تو خواستی از اون شخص عکس بگیری. تیپ خوب و متفاوتی داشته و یا لباسهای جذابی پوشیده.

سعی کن اینو به سوژه بگی. مثلا “شما کلاه بسیار زیبایی دارید و عکس خوبی تونستم ازتون بگیرم”. بعد عکس رو بهش نشون بده.

شخص مقابل میتونه ازت بخواد عکسو پاک کنی که به نظر من فروتنانه قبول کن. و یا خوشحال میشه و ازت تشکر میکنه و حتی ممکنه شماره تماس بهت بده که عکس رو واسش بفرستی.

یکی از چالش های هیجان انگیر عکاسی خیابانی عکاسی کاندید و یا “یهویی” هست که با این روش میتونی اونو شروع کنی. میتونی عکستو بگیری و بعد با سوژه صحبت کنی تا دلیل کارتو بدونه و مشکلی پیش نیاد.

برای عکاسی خیابانی همیشه لازم نیست راه بری. میتونی توی جاهای شلوغ که آدما از هر طرف میان و میگذرن یه گوشه واستی.

این طوری هم میتونی بین پیاده روی یه کم استراحت کنی. و هم میتونی یه کادر خوب پیدا کنی و وقتی ادما توی موقعیت مشخص توی اون کادر قرار گرفتن ازشون عکس بگیری.

یا از عبور و مرور آدمایی که هر کدوم به یه سمت میرن عکاسی کنی. این روش رو حتما امتحان کن.

دوربین مخصوص عکاسی خیابانی وجود نداره. با هر دوربینی، حتی دوربین تلفن همراه میشه عکس خیابانی گرفت.

اما طبق تجربه شخصی ام هر چه دوربین کوچکتر باشه بهتره. چون نمیخواد وزن زیادی رو حمل کنی. کوچک بودن دوربین باعث میشه توی جیب یا کیفت جا بشه و بتونی همیشه همراهت داشته باشی. و البته دوربین کوچک تر زیاد هم جلب توجه نمیکنه.

وقتی با دوربین DLSR میری توی خیابان همه بهت زل میزنن چون دوربین بزرگ آدما رو نگران و کنجکاو میکنه. اما با دوربین کوچک این اتفاق نمی افته و راحت تر میتونی توی جمعیت گم بشی.

یکی از تکنیک هایی که ترکیب بندی عکس رو تقویت میکنه استفاده از خطوط راهنماست.

میتونی از خطوط خیابان، تابلوهای راهنمایی یا هر جسمی که بشه ازش به عنوان خط راهنما استفاده کرد عکس بگیری.

میتونی از “تکنیک ماهیگیری” استفاده کنی و وقتی یه جای مناسب دیدی و یا یک خط راهنما که کادر خوبی به وجود میاره، همون جا واستی و منتظر بمونی تا آدما از اونجا بگذرن. بعد بهترین سوژه ها رو عکاسی کنی.

خطوط راهنما باعث میشن چشم به سمت سوژه هدایت بشه و در عکس بچرخه.

من یه قانون واسه خودم دارم: “اگه چیزی منو بترسونه باید ازش عکس بگیرم!”

اگه عکاسی از یه شخص باعث ترس و نگرانیم بشه با خودم میگم باید این کارو بکنم.

ممکنه چند ساعت توی خیابان راه برم و سوژه خوبی نبینم. اما وقتی یه صحنه دیدم که قلبمو به تپش انداخت و دستام عرق کردن، میدونم که سوژه نابی پیدا کردم.

در عکاسی خیابانی سعی میکنم ترس و نگرانیم رو کنار بذارم و ازش رد بشم. میذارم احساسات و هیجانات منو در بر بگیره و برای یه عکس خوب دوربینم رو میارم جلو چشمم.

۵۱- کم کم عکس های خیابانی پیچیده تر بگیر.

اگه عکاسی خیابانی داره واست کسل کننده میشه، به عکس هایی که میگیری توجه کن.

شاید عکس های ساده میگیری. و عکاسی خیابانی دیگه واست چالش انگیز نیست. اگه میخوای عکاسی در خیابان همچنان واست مهیج و چالشی باشه سعی کن عکسای پیچیده تری بگیری.

سعی کن از ترکیب بندی پویا و پیچیده تر، مثلا ترکیب چند سوژه، چند لایه، و ایجاد عمق بیشتر استفاده کنی. سعی کن از حالت های بدن، نورهای دراماتیک، یا فلش استفاده کنی.

همچنین میتونی یه پروژه عکاسی جدید شروع کنی. مثلا میتونی یه بخشی از شهرت رو ثبت کنی. و یا دنبال یه مفهوم خاص باشی. همیشه واسه خودت چالش های سخت تر بذار. تا هم از عکاسی خسته نشی و هم در عکاسی پیشرفت کنی.

ERIC KIM 70 12 - آموزش عکاسی خیابانی از اریک کیم 2021 : نکات طلایی عکاسی خیابانی

یکی از سخت ترین کارا زل زدن به چشم غریبه هاست. همیشه به ما توصیه شده بهتره به غریبه ها خیره نشیم. اما من بهت میگم که ارتباط چشمی ت رو قوی کن.

اوایل وقتی به عکسام نگاه میکردم فکر میکردم همشون عالین. اما خیلی وقتا پر از اشکالات و زواید بودن.

وقتی عکس رو بزرگ روی صفحه مانیتور نگاه میکنی کمتر اشکالات ترکیب بندی و نور مشخص هستن. چیزی که من از عکاس بزرگ بروس گیلدن یاد گرفتم اینه که عکس ها رو در سایز کوچک رو کامپیوتر نگاه میکنم و هر کدوم چشممو گرفت انتخاب میکنم.

وقتی اندازه کوچک تر باشه پیدا کردن مشکلات و زواید عکس راحت تر میشه. هانری کارتیه برسون هم یه تکنیک خوب داشت: اون عکس ها رو برعکس نگاه میکرد و اینجوری اشکلات ترکیب بندی رو پیدا میکرد.

اگه ماهی گیری کرده باشی میدونی که یه روز ممکنه چندین ماهی بگیری و یه روزم هیچی. مهم نیست چقدر حرفه ای باشی. بعضی وقتا به شانس ربط داره.

یه عکاس برای عکاسی در خیابان باید از فرایند کاریش لذت ببره. بیرون زدن، دیدن آدما و پیدا کردن سوژه و پس زمینه و … .

پس، از راه رفتن و جستجو لذت ببر. حتی اگه نتونستی عکس های خوبی بگیری و موقعیت خوبی پیدا کنی، نذار این شرایط تو رو نسبت به عکاسی خسته و ناامید کنه.

توی آموزش های عکاسی میگن سعی کنید اثری از خودتون توی عکس نباشه.

اما من یه تکنیک و نکته خوب واست دارم: سعی کن خودتو توی عکس جا بدی!

منظورم اینه که وقتی داری از یه سوژه عکس میگیری انعکاس تصویرت توی شیشه مغازه ها یا اتوبوس ها، و یا بخشی از سایه خودت رو توی عکس ثبت کن.

این طور عکس ها واسه تو شخصی تر هستن و مخاطب هم با دیدن عکس خودشو جای تو حس میکنه. خیلی از عکاسای بزرگ این کارو کردن که میتونی نمونه هاشو توی عکسای لی فردلندر و ویوین مایر ببینی.

یکی از سخت ترین کارا زل زدن به چشم غریبه هاست. همیشه به ما توصیه شده بهتره به غریبه ها خیره نشیم و تو چشمشون نگاه نکنیم. اما من بهت میگم که ارتباط چشمی ت رو قوی کن.

میتونی اول از زل زدن به چشم خانواده و دوستان شروع کنی. بعد همکاران و اطرافیان و … .

در آخر سعی کن توی جای عمومی مثه اتوبوس به چشم دیگران خیره بشی. وقتی اونا هم بهت خیره شدن روتو برنگردون. لبخند بزن و سرتو تکون بده.

خیلی ها این کار رو نشونه ادب و احترام میدونن. اگه یه وقتی واسه کسی سوتفاهم شد بهش بگو اونو با دوستی اشتباه گرفتی. این تمرین باعث میشه که جسورتر و بی ترس توی خیابان بری.

ما معمولا از مکامله های کوتاه خودداری میکنیم به خصوص با غریبه ها. در حالی که واسه آشنایی و باز کردن سر صحبت با دیگران ضروریه.

به عنوان یه عکاس خیابانی برای عکاسی در خیابان تو باید بتونی با غریبه ها توی خیابان چند جمله حرف بزنی و ازشون عکس بگیری. همین چند جمله باعث میشه طرف مقابل باهات راحت تر باشه و احتمال اینکه از عکست ناراحت بشه هم کمتره.

میتونی از چند جمله کوتاه درباره هوا یا اتفاقات روزمره شروع کنی. اگه توی مکالمه کوتاه خبره بشی ارتباط با دیگران واست راحت تر میشه. و توی عکاسی خیلی کمکت میکنه.

سعی کن وقتی میخوای از یه جایی عکاسی کنی چند بار بدون دوربین به اونجا سر بزنی. سعی کن اون ناحیه رو خوب شناسایی کنی. با افراد محلی آشنا بشی. موقعیت های خوب عکاسی رو پیدا کنی.

بعد از چند بار سر زدن به اونجا و آشنایی با ساکنین، دوربینت رو با خودت ببر و از اونجا عکاسی کن. این جوری دیگه یه غریبه نیستی که داره عکاسی میکنه.

این طوری هم محیط رو بهتر میشناسی، و هم دیگران تو رو میشناسن و از عکاسی ازشون ناراحت نمیشن. و وقتی ساکنین باهات احساس راحتی بکنن راحت تر مقابل دوربیت قرار میگیرن.

عکاسی خیابانی همش درباره رفتن و گشتن تو خیابان نیست.

وقتی صحنه یا پس زمینه جذابی میبینی، و یا حس میکنی که توی این صحنه میتونی موقعیت های عکاسی خوبی به دست بیاری یه گوشه بایست یا بشین.

واسه عکاسی خیابانی باید صبر و تحمل زیادی داشته باشی. گاهی لازمه چند ساعت یه جا بشینی و رفت و آمدا و مردم و … رو نگاه کنی.

من اصلا موافق حمل دوربین توی کیف نیستم. همیشه دوربینم رو از گردنم آویزون میکنم. بهت توصیه میکنم تو هم به گردنت یا از دستت آویزون کنی.

چون اینطوری همیشه آماده عکاسی هستی و هیچ صحنه ای روز از دست نمیدی. سوژه ها و موقعیت های ناب عکاسی خیابانی توی یه لحظه از دست میرن. پس تا بخوای دوربین رو از کیفت بیرون بیاری و روشنش کنی موقعیت از دست رفته.

در ضمن من توجه شدم که هر وقت دوربینم از گردنم آویزونه موقعیت های عکسی بیشتری پیدا میکنم. شاید اینطوری ذهنم به صورت ناخوداگاه تمرکز و دقت بیشتری برای پیدا کردن سوژه داره.


۶۰- وقتی با خودت گفتی “دیگه بسه!” بازم عکس بگیر.

خیلی وقتا شده از یه سوژه یا صحنه، از زاویه ها و به شکل های مختلف تعداد زیادی عکس گرفتم. اما وقتی رفتم خونه و عکسا رو مرور کردم با خودم گفتم کاش بیشتر روی اون موقعیت وقت گذاشته بودم و بیشتر عکس گرفته بودم.

پس همیشه این نکته تو ذهنم هست که وقتی از یه صحنه یا سوژه عکسامو گرفتم و خواستم برم، بازم صبر کنم و بیشتر روی اون صحنه کار کنم و بیشتر عکس بگیرم.

خیلی وقتا شده از یه سوژه یا صحنه، از زاویه ها و به شکل های مختلف تعداد زیادی عکس گرفتم. اما وقتی رفتم خونه و عکسا رو مرور کردم با خودم گفتم کاش بیشتر روی اون موقعیت وقت گذاشته بودم و بیشتر عکس گرفته بودم.

پس همیشه این نکته تو ذهنم هست که وقتی از یه صحنه یا سوژه عکسامو گرفتم و خواستم برم، بازم صبر کنم و بیشتر روی اون صحنه کار کنم و بیشتر عکس بگیرم.

۶۱- عکس های خیابانی خلاقانه تر بگیر.

اینکه فقط بری توی خیابان و عکس های معمولی از آدم هایی که در حال رفت و آمدن بگیری کار چندان خوبی نیست.

اگه میخوای کار جالبی کنی و عکس های متفاوتی بگیری باید خلاق و ریسک پذیر باشی و از اجرای کارهای نو و متفاوت ترسی نداشته باشی.

مثلا دوربین رو کج بگیری، از نوردهی بالا استفاده کنی، از زوایای نه چندان معمول عکس بگیری، از فلاش استفاده کنی و … .

در زمانی که ما از دوربین دیجیتال استفاده میکنیم و نیازی به نگرانی بابت هزینه فیلم نیست، گرفتن عکس تقریبا هیچ هزینه ای نداره.

پس تا میتونی عکس بگیر و کادرها و لایه ها و نورهای متفاوت رو امتحان کن. برای کار متفاوت کردن فقط لازمه مقداری جسورتر، ریسک پذیر تر و خلاق تر باشی.

به عنوان یه عکاس خیابانی تو باید بتونی ساعت ها توی خیابان قدم بزنی. و تمرکز و انرژی کافی برای پیدا کردن سوژه های خوب،عکاسی، گفتگوهای کوتاه با غریبه ها و … داشته باشی.

سفر خیلی لذت بخشه و فایده های زیادی هم داره. اما هیچ وقت تو رو عکاس بهتری نمیکنه. یعنی اینجوری نیست هر چه بیشتر سفر کنی و عکس بگیری عکاس بهتری میشی. چون در سفر وقت کمتری برای آموختن و نقد و بررسی عکس ها میمونه و پیشرفتت رو کند میکنه.

توی مسافرت در یه شهر یا کشور دیگه، همه چیز به چشم آدم جدید و جذاب میاد و آدم بی اختیار از همه چیز عکس میگیره. جذابیت و تفاوت اون شهر تمرکز لازم برای ترکیب بندی رو کم میکنه.

تو میتونی توی شهر و محله ای که زندگی میکنی، با اعتماد به نفس، دقت و خلاقیت عکس های متفاوتی بگیری.

این روزا به وسیله تلفن ها و ساعت های هوشمند میشه تعداد قدم ها رو شمرد.

توی این چالش ازت میخوام که وقتی برای عکاسی رفتی بیرون، سعی کنی تا ۱۰ هزار قدم راه بری. در حالی که دوربینت از گردنت آویزونه و یا توی دستت آماده عکس برداری هست.

شاید اولش ده هزار قدم راه رفتن سخت باشه اما میتونی از کمتر شروع کنی و کم کم به این تعداد برسی. مهم اینه که خیلی راه بری.

به عنوان یه عکاس خیابانی تو باید بتونی ساعت ها توی خیابان قدم بزنی. و تمرکز و انرژی کافی برای پیدا کردن سوژه های خوب،عکاسی، گفتگوهای کوتاه با غریبه ها و … داشته باشی.

البته در این بین میتونی توی کافه یا جایی بشینی، استراحت کنی و چیزی بخوری. بعد دوباره ادامه بدی.

توی آموزش های عکاسی میگن سعی کنید اثری از خودتون توی عکس نباشه.

اما من یه تکنیک و نکته خوب واست دارم: سعی کن خودتو توی عکس جا بدی!

منظورم اینه که وقتی داری از یه سوژه عکس میگیری انعکاس تصویرت توی شیشه مغازه ها یا اتوبوس ها، و یا بخشی از سایه خودت رو توی عکس ثبت کن.

این طور عکس ها واسه تو شخصی تر هستن و مخاطب هم با دیدن عکس خودشو جای تو حس میکنه. خیلی از عکاسای بزرگ این کارو کردن که میتونی نمونه هاشو توی عکسای Lee Friedlander و ویوین مایر ببینی.

اینکه با خودت بگی میرم بیرون که عکاسی بکنم و باید عکس های خوبی بگیرم، باعث ایجاد فشار و استرس میشه.

با خودت بگو دارم میرم قدم بزنم. دوربینم رو هم با خودم میبرم. اگه چیز جالبی دیدم ثبتش میکنم.

به عنوان تجربه شخصیم هر وقت با این تصور رفتم بیرون عکس های بهتری گرفتم.

سعی کن آروم توی خیابان ها قدم بزنی، از دیدن مغازه ها و آدما لذت ببری، خودتو از استرس و نگرانی خالی کنی، یا از یه قهوه توی کافه لذت ببری. همین طور دوربینت هم آماده به کار باشه. وقتی موقعیت خوبی دیدی ثبتش کن.

یکی از بهترین راه ها برای پیشرفت در عکاسی خیابانی مطالعه آثار عکاسان بزرگه. اینکه چطور اونها تونستن عکس های متفاوت، خلاقانه و ماندگار بگیرن.

سعی کن کارهای اساتید رو ببینی و بررسی کنی. تکنیک ها و روش های عکاسان بزرگ رو یاد بگیری و ازشون استفاده کنی. وقتی در اون ها خبره شدی میتونی این تکنیک ها رو ترکیب کنی و کم کم به سبک خودت رو پیدا کنی.

مثلا کارهای رابرت فرانک، هانری کارتیه برسون، ارنست هاس، استفان شور و …

گاهی در عکاسی شرایط سخت میشه. عکس هات طرفداری ندارن، روزهای زیادی میری بیرون اما عکس خوبی نمیگیری، کم کم داری از رویای عکاسی ناامید میشی.

اما باید در مقابل خستگی، نا امیدی، روزمرگی و .. محکم بایستی و ازشون عبور کنی. تو به خاطر رویاهات و لذتی که از عکاسی میبری باید ادامه بدی.

گاهی در برابر شرایط، سوژه ها و … باید انعطاف داشته باشی و با شرایط کنار بیای تا بتونی کاری که میخوای رو انجام بدی

محکم و در عین حال انعطاف پذیر! این دو در ترکیب با هم باعث میشن در حرفه خودت پیشرفت کنی.

از وقتی عکاسی خیابانی رو شروع کردم خودمو یه جامعه شناس میدونم که ابزارش به جای قلم و کاغذ، دوربینش هست.

سعی میکنم بر اساس مطالعه و آموزشی که در زمینه جامعه شناسی داشته ام، به جامعه نگاه کنم. سعی میکنم از عکاسی خیابانی در جهت شناخت جامعه، آشنایی با مردم و ثبت لحظات عاطفی و انسانی استفاده کنم.

به عنوان یکی از نکات مهم برای آموزش عکاسی خیابانی بهت توصیه میکنم تو هم خودتو یه جامعه شناس خیابانی بدون. سعی کن جامعه رو به شکلی که میبینی روایت کنی.

بدون نور عکسی وجود نداره. نور خوب برای ثبت یه عکس با کیفیت ضروریه. استفاده مناسب از نور میتونه تصاویر جذابی ایجاد کنه.

سعی کن برای عکاسی نور خوبی رو پیدا کنی. ساعت های مختلف در فصل های مختلف عکاسی کن تا بهترین نورها رو از دست ندی.

نور زمان طلوع و غروب خورشید با زاویه ای که داره سایه های دراماتیکی به وجود میاره.

بچه ها معمولا کاری میکنن که ازش لذت ببرن. سعی کن پروژه عکاسی ات رو به همین شکل ببینی. راهی برای لذت بردن!

فکر کردن مداوم به پیدا کردن سوژه، استرس ارتباط با غریبه ها و عکاسی از اون ها، فکر جمع آوری فالوور و درآمد و … عکاسیتو خراب میکنه.

عکاسی خیابانی رو به شکل گشت و گذار در خیابانها، پیدا کردن و ثبت عواطف انسانی، آشنایی با غریبه ها و کاری مهیج و چالش برانگیز ببین.

اشتراک گذاری
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در pocket
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در print
اشتراک گذاری در email
دیگر مطالب اریک کیم
اشتراک

سلام!

اگه نمیخوای مطالب و ویژه نامه های وبلاگ رو از دست بدی ایمیل خودت رو وارد کن.